شمه ای از وصت نامه شهید حسین اسدی
شهید حسین اسدی، فرزند اسکندر سال 1337 در روستای "نصیر آباد" مشکین شهر به دنیا آمدند و بیستم دی سال 1365 در منطقه شلمچه به مقام والای شهید رسید.

به گزارش نوید شاهد اردبیل شهید والامقام حسین اسدی در بخشی از وصیت نامه اش چنین می نویسد: معبود! خجالت میکشم از اینکه قلم به دست گرفته، با قلبی آکنده از خطاها و گناهان، مطالبی در این مجموعه بگنجانم.

خدایا! تقصیر کردم، در حالیکه ماموران تو ضبط می­ کردند فکر کردم که چرا شهادت نصیبم نمی گردد، دریافتم که باید نیت خروج از دنیا داشته باشم. از دنیا بریدم تا به معبود بپیوندم. باید در این لحظه، مطیع و عبد و بنده ی خدا بود. و این با رفاه طلبی سازگار نیست.

سخنی چند با مادرم:

مادر جان! نمی گویم بر مرگ من گریه نکنید. گریه بر شهید، ثواب دارد. اما صبر کنید که خدا صابران را دوست دارد. از بچه ها مواظبت کنید. به دخترم بگویید که پدرت در عملیات «والفجر 8»، چون سربازان کربلا دست و پایش را داد... بگویید که پدرت در عملیات اسلام علیه کفر، تمام وجودش را داد و برای شما افتخار آفرید. بلی برادر و خواهرانم، برادرتان حسین، خودش را فدای اسلام و انقلاب کرد.

به برادران امور تربیتی و به شاگردان عزیز بگویید؛ اگر من مربی و معلم خوبی نبودم، خدا را شکر می گویم که توانستم تمام جریانات، پیشرو و جلودار باشم. برادران فرهنگی! کارتان برای خدا باشد تا عبد خدا باشید. بت ها را بشکنید. مطیع خدا باید حصارهای مادی را بشکند تا حصارهای معنوی به رویتان باز شود.

به برادران و خواهران نهضت سوادآموزی بگوئید: اگر چه در مدت اندک خدمتم در نهضت سوادآموزی، نتوانستم خدمت قابل توجهی نسبت به انقلاب و اسلام انجام بدهم، با نهایت شرمندگی، همیشه خدا توفیق خدمت می خواستم.»

انتهای پیام./

 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده