شهیدی که به مادرش قول کلید بهشت را داد+ فیلم
شهید ابوالقاسم اکبری؛

شهیدی که به مادرش قول کلید بهشت را داد+ فیلم

«آسمان، آبی‌تر» مجموعه کلیپ‌های مصاحبه با والدین شهدا، آزادگان و جانبازان دفاع مقدس استان یزد است. این برنامه در استودیو بنیاد شهید و امور ایثارگران با همکاری صدا و سیمای مرکز استان ضبط و پس از تدوین از شبکه استانی یزد پخش می‌شود. این قسمت از «آسمان، آبی‌تر» با مادر بزرگوار شهید «ابوالقاسم اکبری» به مصاحبه پرداخته است. مادر بزرگوار شهید بیان کرد: «به فرزندم گفتم به جبهه نرو و به تحصیل ادامه بده. در جواب گفت: من به سن تکلیف رسیده ام، تنها به دنیا آمدم و تنها میروم. قول کلید بهشت را به من داد و رفت.» نوید شاهد شما را به دیدن این مصاحبه دعوت می‌کند.
برات شهادتش را از دستان امام خمینی(ره) گرفت
تاریخ‌نگاری همسران شهدا

برات شهادتش را از دستان امام خمینی(ره) گرفت

در این کلیپ همسر شهید ارتش «علی‌اصغر شجاعی» نقل می‌کند: «علی‌اصغر گفت: این‌بار اگر بروم جبهه دیگر برنمی‌گردم. خواب دیدم امام خمینی(ره) انگشتر به دستم کرد.»
سلامم را به امام حسین(ع) برسان
تاریخ‌نگاری همسران شهدا

سلامم را به امام حسین(ع) برسان

در این کلیپ همسر شهید «علی‌اکبر شفیع‌آبادی» نقل می‌کند: «وقتی پیکرش را دیدم، گفتم: سلام مرا به امام حسین(ع) برسان و شفاعتم کن.»
توصیه «شهید شامانی» به نماز اول وقت و پشتیبانی از ولی فقیه
تاریخ‌نگاری همسران شهدا

توصیه «شهید شامانی» به نماز اول وقت و پشتیبانی از ولی فقیه

در این کلیپ همسر شهید «علیرضا شامانی» نقل می‌کند: «شهید ما را به صبر، نماز اول وقت، پشتیبانی از ولی فقیه و خالی نکردن مساجد توصیه می‌کرد.»
تلاوت قرآن برایش بسیار اهمیت داشت
تاریخ‌نگاری همسران شهدا

تلاوت قرآن برایش بسیار اهمیت داشت

در این کلیپ همسر شهید «مجید آخوندی» نقل می‌کند: «صبح که از خواب بیدار می‌شدیم، بلافاصله قرآن را باز و شروع به تلاوت می‌کرد و از من می‌خواست تکرار کنم.»
شهید «جدیدی» در چند قدمی من به شهادت رسید
خاطره‌نگاری جانبازان

شهید «جدیدی» در چند قدمی من به شهادت رسید

در این کلیپ جانباز احمد احمدی می‌گوید: «شهید حسین جدیدی معلم ما بود که به شهادت رسید. من بی‌سیم‌چی بودم. شهید جدیدی جلوی سنگر بی‌سیم من شهید شد. به این شهید خیلی علاقه دارم چون کلاس‌های اخلاق و درسی برای رزمندگان برگزار می‌کرد و خیلی خوش‌برخورد و شوخ بود.»
فیلم / مصاحبه و تصاویر کمتر دیده شده از شهید «یوسف سجودی»

فیلم / مصاحبه و تصاویر کمتر دیده شده از شهید «یوسف سجودی»

نوید شاهد مازندران، فیلمی از سخنرانی و تصاویر کمتر دیده شده از سردار شهید «یوسف سجودی» فرمانده تیپ سوم لشکر ۱۷ علی بن أبی طالب (ع) قم، منتشر کرده است که شما را به دیدن این فیلم دعوت می‌کنیم.
صدایش می‌زدم: «مرد خدا»
تاریخ‌نگاری همسران شهدا

صدایش می‌زدم: «مرد خدا»

در این کلیپ همسر شهید «سید حسین میری» نقل می‌کند: «آن‌قدر با اخلاق بود که اصلا نمی‌توانم او را توصیف کنم. خیلی مهربان و با ایمان بود.صدایش می‌زدم: مرد خدا.»
ثواب خانواده شهید بیشتر از شهید است
تاریخ‌نگاری همسران شهدا

ثواب خانواده شهید بیشتر از شهید است

در این کلیپ همسر شهید «محمدتقی صابریان» نقل می‌کند: «می‌گفت: خواب دیدم شما و فرزندانم برای زیارت امام زمان(عج) وارد حجره‌اش شدید و ایشان را زیارت کردید، اما من بیرون حجره بودم و داخل نشدم. این موضوع نشان‌دهنده این است که ثواب شما بیشتر از من است.»
شهید صمدی و عملیات محرم

شهید صمدی و عملیات محرم

شهید «مسعود صمدی» شهریور سال 1346 به دنیا آمد و آبان سال 1361به شهادت رسید. خاطراتی به نقل از مادر این شهید بزرگوار را در نوید شاهد ببینید.
جوانان بدانند انقلاب حاصل خون هزاران شهید و جانباز است
خاطرات شفاهی جانبازان؛

جوانان بدانند انقلاب حاصل خون هزاران شهید و جانباز است

جانباز ۶۰ درصد گفت: جوانان بدانند این انقلاب راحت به دست نیامده و حاصل خون هزاران شهید و جانباز است.
طلبه‌ای مجاهد در جبهه جنگ

طلبه‌ای مجاهد در جبهه جنگ

شهيد «سیدحسن اکبری» فروردین سال 1347 به دنیا آمد و اسفند سال 1366به شهادت رسید. خاطراتی به نقل از مادر این شهید بزرگوار را در نوید شاهد ببینید.
از هر طرف در کمین نیروهای دموکرات و کوموله بودیم
خاطرات شفاهی جانبازان

از هر طرف در کمین نیروهای دموکرات و کوموله بودیم

جانباز «جمشید آقازاده» در بیان خاطرات خود می‌گوید: «در گردنه کوه از هر طرف در کمین نیروهای دموکرات و کوموله بودیم و پیشنهاد دادم عملیات گریز و فرار را انجام دهیم وگرنه اسیر خواهیم شد...»
روز اول ماه رمضان به شهادت رسید
خاطرات شفاهی همسران شهدا؛

روز اول ماه رمضان به شهادت رسید

همسر شهید صدری در خاطرات همسرش گفت: در روز اول ماه رمضان خبر شهادتش را برای ما آوردند.
الله اکبر گفتیم و تا به خودمان آمدیم خاکریز دست ما بود
خاطرات شفاهی جانبازان؛

الله اکبر گفتیم و تا به خودمان آمدیم خاکریز دست ما بود

جانباز «غلام ناظری» می‌گوید: سال ۱۳۶۰، بعد از عملیات فتح‌المبین، در جبهه حضور داشتم. یک خاک‌ریز بود که شکل عصا داشت و در اختیار عراقی‌ها بود. با ذکر "الله اکبر" عملیات را شروع کردیم و درگیر شدیم. آن‌قدر غرق در نبرد شدیم که نفهمیدیم چطور خاک‌ریز را گرفتیم.
وابستگی خاصی به دنیا نداشت
خاطرات شفاهی همسران شهدا؛

وابستگی خاصی به دنیا نداشت

همسر شهید نصرت الله علیائی مقدم درباره خصوصیات همسرش گفت: هیچ تعلق خاطری به دنیا و مادیات نداشت و آرزویش شهادت در راه آرمانش هایش بود.
سرباز بودم و می‌خواستم به کشورم خدمت کنم
خاطرات شفاهی جانبازان؛

سرباز بودم و می‌خواستم به کشورم خدمت کنم

جانباز «محمدشریف حسین‌پور» می‌گوید: سرباز بودم و می‌خواستم به کشورم خدمت کنم، برای همین در جبهه نام‌نویسی کردم. در یکی از عملیات‌ها، بعثی‌ها حمله شیمیایی سنگینی انجام دادند؛ آن‌قدر شدید که تا شعاع ۱۵ متری اطرافم را نمی‌دیدم. در این عملیات، تعدادی از همرزمانم به شهادت رسیدند و من هم دچار آسیب شیمیایی شدم.
محدودیت سنی مانع رفتنم به جبهه نشد
خاطرات شفاهی جانبازان؛

محدودیت سنی مانع رفتنم به جبهه نشد

جانباز 50 درصد «عیسی خادمی» می‌گوید: به دلیل سن کم، فرمانده اجازه نمی‌داد به جبهه بروم اما با اصرار و تلاش خودم، سوار اتوبوس شدم و برای دوره آموزشی به بندرعباس رفتم. پس از آن نیز به اهواز اعزام شدم. همین نوجوانان ۱۳ ساله، مثل شهید حسین فهمیده بودند که به جبهه رفتند و باعث پیروزی ما شدند.
پدر شهید عبدالرضا فلاح: فرزندم رفت تا پشتیبان امام باشد

پدر شهید عبدالرضا فلاح: فرزندم رفت تا پشتیبان امام باشد

«آسمان، آبی‌تر» مجموعه کلیپ‌های مصاحبه با والدین شهدا، آزادگان و جانبازان دفاع مقدس استان یزد است. این برنامه در استودیو بنیاد شهید و امور ایثارگران با همکاری صدا و سیمای مرکز استان ضبط و پس از تدوین از شبکه استانی یزد پخش می‌شود. این قسمت از «آسمان، آبی‌تر» با پدر بزرگوار شهید «عبدالرضا فلاح مهرجردی» به مصاحبه پرداخته است. پدر بزرگوار شهید بیان کرد: «فرزندم گفت به جبهه می روم تا پشتیبان امام خمینی (ره) باشم و شب عید برمیگردم که شب دهم فروردین خبر شهادتش را به ما دادند.» نوید شاهد شما را به دیدن این مصاحبه دعوت می‌کند.
خودش خواب شهادتش را دیده بود
خاطرات شفاهی همسران شهدا؛

خودش خواب شهادتش را دیده بود

همسر شهید یارعلی درباره همسرش گفت: خودش در خواب دیده بود که شهید می‌شود برای همین بیقرار رسیدن به شهادت بود.
بعدی 1 2 3 4 5 قبلی