نوید شاهد| پایگاه فرهنگ شهادت

« آخرین پرواز» در وصف شهید«علی اقبالی» جوانترین استاد خلبانی نیروی هوایی سروده شده است.
۰۱ آبان ۱۳۹۶ - ۱۳:۴۱
پنج زن بوديم كه براي امدادرساني به آبادان مي‌رفتيم. آتش از زمين و آسمان مي‌باريد و خورشيد و زمين دست به دست هم داده بودند تا با ايجاد گرماي 50 درجه ما را از حركت باز دارند.
۰۱ آبان ۱۳۹۶ - ۱۰:۳۸
دستگاه طاغوت، روزبه روز ضعيف تر و شکننده تر مي شد و شور و شوق و اميد مردم هم بيشتر و بيشتر مي شد. حالا ديگر آيت الله اشرفي شده بود مرکز و محور تمام تظاهرات و قيام هاي کرمانشاه، و منزل ايشان اتاق فرما ندهي بود...
۱۹ مهر ۱۳۹۶ - ۱۳:۵۵
سيد گفت:«مي‌بينيد و مي‌شنويد چه شأن اندازي مي‌كند. چه قدر خوب است كه يك رقاصه با ساز خودش برقصد. اين ناجنس با ساز امريكايي‌ها مي‌رقصد و ما را سوسو مي‌دهد. من مي‌خواهم بدانم كه بشر تا اين اندازه هم بي ريشه مي‌شود! آخر پدرش آدم بود؟ خودش هست. اطرافيانش هستند؟ اين چه مي‌نازد كه سرپايش بند نيست؟
۰۴ مهر ۱۳۹۶ - ۱۰:۴۰
زمستان بود و هوا سرد، صبح زود از منزل بیرون آمدم و عازم محل کار شدم، هوا چنان سرد بود که اگر لباس گرم نمی پوشیدی، سرما تا مغز استخوان نفوذ می کرد.
۰۱ آبان ۱۳۹۶ - ۱۳:۴۰
دکتر سیدافشین اقبالی، تنها یادگار شهید، که ازدواج کرده و در حال گذراندن دوره های تخصصی رشته تحصیلی اش – پزشکی – در آلمان به سر می برد، لطف کرد و برای هر چه پر و پیمان تر شدن یادنامه پدر بزرگوارش خاطرات و حرف هایش را درباره ایشان که روی یک دی وی دی تصویری در آلمان ضبط شده بود، از طریق مادر گرامی اش به دست شاهد یاران رساند. با مرور این حرف ها متوجه می شویم که دکتر اقبالی با وجود آنکه زمان شهادت پدر، فقط چهار سال اشته از چه حافظه خوبی بهره مند است. حافظه ای که خودگواهی روشنی است بر بخشی از امتیازات «فرزند شهید اقبالی بودن» و تکرار چند باره این نکته که« پسر کو ندارد نشان ازپدر؟» آنچه می خوانید متن پیاده شده و ویراسته صحبت های فرزند برومند شهید است که تقدیم می شود:
۰۱ آبان ۱۳۹۶ - ۰۹:۰۴
برای عملیات در ارتفاعات بلند شمال غرب آماده می شدیم که محمدظاهر عباسی به جبهه آمد. او قبلا در سرپل ذهاب مسئول موضع خمپاره 120 بود و تجربه داشت. بوی عملیات شنیده بود و مسئولین سپاه ملایر را اراضی کرده بود که برای 45 روز به جبهه بیاید و دوباره به عنوان محافظ امام جمعه به ملایر برگردد.
۳۰ مهر ۱۳۹۶ - ۱۳:۰۲