کد خبر: ۴۳۲۵۹۴
تاریخ انتشار: ۲۰ تير ۱۳۹۷ - ۱۲:۵۶
شهید پستی فرزند محمد علی در سال ۱۳۳۸ در هشتجین خلخال به دنیا آمد. ایشان دانشجوی رشته جامعه‌شناسی بودند که در سال ۱۳۵۸ به عضویت سپاه در آمدند و در سال ۱۳۶۲ در پل طلاییه در حالی که فرمانده گردان حبیب بن مظاهر از لشکر ۲۷ حضرت رسول الله(ص) بودند، بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسیدند.
به گزار نوید شاهد اردبیل؛ وقتی تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در زادگاهش گذراند، به خاطر شاگرد ممتازی قرار شد که درسش را در اردبیل در رشته «جامع» که مخصوص شاگردان ممتاز بود، ادامه دهد. سال ۵۷ در رشته ریاضی فیزیک دیپلم گرفت و از طریق آزمون سراسری در رشته جامعه شناسی به دانشگاه تهران رفت.

از همان روزها شور مبارزه در وجود او مشتعل می شد. به صف مبارزان ضد رژیم پیوسته بود و میرفت تا در دریای جوشان تلاش‌های آزادی طلبانه، راه امام(ره) را تعمید یابد. زمانی که کلاس های درس دانشگاه تعطیل شد و اعتصاب آغاز گردید، به زادگاهش برگشت. در هشتجین و خلخال حرکت‌های انقلابی در تجهیز روحیه دوستان و نوجوانان کوشید و در پخش اعلامیه ها در منطقه، ابتکارات مخصوصی به خرج داد و لرزه بر تن مأموران ژاندارمری پاسگاه برافکند.

پس تحت تعقیب قرار گرفت و در یکی از این پیگرد ها در مسجد هشتجین تحصن نمود. مأموران چون دیدند مردم از او حمایت می کنند، از ادامه تعقیبش دست برداشتند تا به شیوه دیگر عمل نمایند.

بعد از پیروزی انقلاب، دوباره به تهران بازگشت و در دانشگاه در ردیف پیروان خالص خط امام(ره) قرار گرفت. در تسخیر لانه جاسوسی آمریکا نقش حساسی به عهده داشت و به یکی از چهره‌های ممتاز این حرکت انقلابی تبدیل شده بود. سپس به سپاه پاسداران تهران پیوست و در واحد گزینش آنجا انجام وظیفه نمود. پس از آن با جمعی از دانشجویان برای تشکیل جهاد سازندگی به خلخال آمد و بعد از سر و سامان دادن به این نهاد انقلابی و سپردن وظایف آن به عهده نیروهای مخلص محلی، دوباره به تهران بازگشت.

با آغاز جنگ تحمیلی روی به دانشگاه کربلا و در لباس بسیجی به ادامه فعالیت پرداخت و به عنوان سرباز ناشناخته امام زمان(عج) خدمات زیادی انجام داد. در عملیات والفجر ۴ مجروح شده در بیمارستان بانک ملی تهران بستری گردید.

پس از بهبود نسبی در ۱۲ بهمن سال ۶۲ با یکی از خواهران مومن پاسدار ازدواج کرد. فقط یک هفته از ازدواج گذشته بود که دوباره راهی جبهه ها شد. فرماندهی گردان حبیب ابن مظاهر از لشکر ۲۷ رسول الله را به عهده اش گذاشته شد. فرماندهی صمیمی و صادق که پیوسته همراه نیروهای تحت امر خود در فراز و نشیب به پیکار، حضوری خالصانه داشت و از آنان جدا نمی شد.

حتی در عملیات خیبر که به شدت زخمی شد از یارانش جدا نگشت و در همان وضعیت با بیسیم، همرزمانش را یاری می داد و هر چه خواستند او را به عقب بکشند، قبول نکرد. عاقبت یارانش با او وداع نموده و به پیشروی خود ادامه دادند. وقتی برگشتند اثری از او نیافتند. معراج گاهش کنار پل طلاییه بود.

وقتی خبر شهادت فرزند را به پدر دادند، دست به درگاه الهی برداشت و گفت: «بارالها! این قربانی را از ما بپذیر.» نوعروس تازه به حجله آمده اش به زادگاه او آمد و در یک سخنرانی ابداعی و با شکوه آنچنان در جان و دل حاضران بر زد که فراموش نشدنی است.

قرار بود در مراسم یادبودش در تهران حضرت آیت الله خامنه ای سخنرانی نماید. اما به خاطر شهادت سردار حاج ابراهیم همت، حضرتش در این محفل حضور یافتند و به جای ایشان رئیس محترم مجلس شورای اسلامی وقت، فرازهایی از خدمات شهید را بیان داشت.

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید