شهید «سید طه جناتی» در ششم خرداد ماه 1344 در اردبیل به دنیا آمد و در حین عملیات نظامی غواصی کربلای 4 به شهادت رسید.
به گزارش نوید شاهد اردبیل؛ در ذیل بخشی از زندگینامه شهید «سید طه جناتی» را می‎خوانید:
سال1344 در خود خاطراتی محکمی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی دارد از جمله حمله به شاه در کاخ مرمر توسط سرباز شهید رضا شمس آبادی وشهادت چهار تن از جانبازان ، هیاتهای موتلفۀ اسلامی بنامهای بخارایی – امانی ، هرندی ونیک نژاد بدست رژیم فاسد پهلوی ومهم تر از اینها تبعید امام در 13 مهر ماه سال1344  به نجف اشرف می باشد.
تقریباً خفقان عجیبی در کشور حکمفرما بود ورژیم با هر حرکت انقلابی به شدت برخورد می کرد وبا تمام او صاف مذکور ، خانواده ای فرهنگی ومذهبی بنام خانواده سید توفیق جناتی در یکی از محلات قدیمی اردبیل بنام معجز زندگی می کردند  این خانواده منتظر تولد پنجمین فرزند خانواده بود و همه منتظر بودند و مشتاق که بدانند این فرزند پسر خواهد بود یا دختر تا اینکه آن روز مبارک یعنی 6 خرداد ماه سال 1344 فرا می رسد نوزادی بس زیبا و نورانی متولد می شود و خانواده جناتی از خوشحالی به دادن صدقه به فقرا ونیز مهمانی به اعضای  فامیل می نمایند سه روز از تولد این نوزاد گذشته است و باید نامی برای او انتخاب شود . پدر بزرگ مادری او بنام حاج آقا شیخ خلیل نجفی که یکی از روحانیون مبارز و مدرس حوزه علمیه بود گفت نام این کودک را من انتخاب می کنم همه منتظر بودند تا حاج آقا نجفی نام کودک را بگوید حاج آقا گفت آن قرآن موجود در کمد را به من بدهید و برای انتخاب نام به قرآن رجوع کرده و بدین ترتیب نام او را طه نامید .
و سپس در یک گوش او اذان و در گوش دیگر اقامه را قرائت کرد . بعد از اینکه کودک طه نامیده شد خانواده محبت عجیبی به این کودک داشته و او را بسیار گرامی می شمردند .
در سال 1349 اکنون طه پنج ساله شده است . پدر سید طه سید توفیق که از کسبۀ معتمد به شمار می آمد و به شغل خیاطی مشغول بود در دوران ستم شاهی و اختناق با علما و روحانیون مبارز از جمله پدربزرگ طه حجت الاسلام شیخ خلیل نجفی مقدس و حجت الاسلام مروج در ارتباط بود وی که برای تربیت طه اهمیت زیادی قائل بود طه را به همراه خود به مجالس مذهبی و نماز جماعت می برد و بدین ترتیب باعث آشنا شدن او با مکتب اهل بیت و تعالیم ناب اسلامی می شد . از آنجا که خواست پدر این بود که طه یک فرد مؤمن و پیرو اسلام باشد تربیت مذهبی اورا به پدربزرگش یعنی حجت الاسلام شیخ خلیل نجفی مقدس سپرد و حاج آقا انصافاً در تربیت او چیزی کم نگذاشت .
سید طه خواندن قرآن را نزد پدربزرگ شروع کرد و کاملاً آنرا آموخت سپس به توصیۀ پدر و خانواده به حفظ قرآن نیز می پرداخت زمانی که طه به کلاس اول ابتدایی رفته بود و کاملاً در خواندن قرآن تبحر داشت سال 1351 مصادف با هفت سالگی طه و رفتن او به مدرسه می باشد خانواده او را در مدرسۀ ابتدایی امیرکبیر واقع در سرراه معجز که اتفاقاً نزدیک منزل بود ثبت نام کردند طه با علاقۀ فراوان به تحصیل علم و دانش می پرداخت و یکی از باهوش ترین و البته مؤدب و نیکوترین دانش آموزان کلاس خود تبدیل شده بود و معلم او نیز علاقۀ عجیبی به طه داشت طه با موفقیت دوران ابتدایی را در سال 1357 به اتمام می رساند .
طه به ورزش اهمیت و علاقه زیادی داشت و در رشته کاراته نیز فعالیتهایی داشته است .
در سال 1357 خانواده او را به مدرسۀ راهنمایی ابوذر محلۀ خاتم النبیین ثبت نام می کنند این دوران مصادف با وقایع تاریخی مهمی می باشد همانند محاصره منزل امام خمینی رضوان الله تعالی  در عراق توسط پلیس ، هجرت امام خمینی از عراق به کویت که دولت کویت مانع حضور امام در آنجا می شود و امام به ناچار به پاریس هجرت می نمایند و سایر وقایع دیگر .
سید طه که یک جوان مذهبی و متفکر می باشد با حساسیت تمام این وقایع را در ذهن خود مرور و دنبال می نماید و با توجه به اینکه خانۀ آقای جناتی به عنوان مقرّی برای حضور انقلابیون از جمله حجت الاسلام مروج برای هماهنگی در مبارزات انقلابی و پخش اعلامیه های امام می باشد به امام خمینی علاقمند می شود این علاقه باعث شکل گیری هویت سیاسی نو می شود او در دوران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به پخش اعلامیه ها و دیوار نویسی بر علیه رژیم پهلوی و با حضور امام در 12 بهمن ماه سال 1357 به اوج خود می رسد .
او به عنوان مکبر نماز در مساجد حضور می یابد و با صدای زیبای خویش در هر نماز مؤمنین را به مسجد می کشاند سید طه که دید پدر به علت مشکلات مالی در تنگنا می باشد ناراحتی پدر او را بسیار آزرده می سازد تا اینکه تصمیم می گیرد در کارگاه جوشکاری داماد خانواده بنام حاج آقا بهروز معصومی که مرد با تقوایی بود کار کند بعد از تحصیل در کارگاه جوشکاری مشغول کار می شود اما جالب اینجاست که این کارها مانع از حضور پررنگ او در مساجد نمی شود سید طه همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی عضو نیروی بسیج مردمی می شود و در پایگاهها حضور فعالانه و جدی دارد . سید طه که به علوم قرآنی کاملاً آشنا شده بود و به گفتۀ داماد خانواده به زبان عربی تسلط کافی و وافری داشت به دفاع از اسلام و انقلاب اسلامی و نهضت امام خمینی در مقابل گروهک های منافق می پردازد .
آقای بهروز معصومی داماد خانواده خاطره ای از این دوران می گوید که کتابخانه فلخ واقع در محله شریعتی امروز به محل تجمع مجاهدین خلق و صدور و پخش اعلامیه های آنها بر علیه امام و انقلاب تبدیل شده بود و یک روز که آنها می خواستند با بلندگو اعلامیه خود را در محل پخش نمایند و من و طه با هم سوار موتورسیکلت من شدیم و رفتیم در آنجا با صدای موتور مانع پخش واضح اعلامیه های آنان شدیم . بطوریکه یکی از آنان که از عمل ما به خشم آمده بود با ما درگیر شد و به زور اسلحه ، موتور را از ما گرفتند.
سال 1359 است جنگ تحمیلی عراق علیه ایران  اسلامی  شروع شده است  وسید طه روز به روز  شوق  حضور در جبهه را به شدت در خود احساس می کند ماجرا  را به داماد خانواده که با او صمیمی می باشد می گوید   . سید طه  به اتفاق سه نفر از دوستان خود به نامهای شهیدان برزگر ، راشد مولوی  ومحبی در دوره سوم راهنمایی در 26/10/61 درس ومدرسه  را ترک  وبه مدرسه انسان سازی یعنی جبهه نبرد علیه دشمنان  بعثی می روند  آنها به دزفول اعزام می شوند طه نسبت به سایر همسن وسالان خود با توجه به اینکه ورزشکار  بود از وضعیت جسمانی خوب وقوی برخوردار می باشد طه در جبهه مسئولیت غواصی را برعهده می گیرد رشاتهایی که طه در جبهه از خود نشان داده بود او را مورد احترام  وتوجه نسبت به سایرین همرزمان خود قرار داده بود وحتی به او لقب شکارچی بعثی داده بودند  طه در7 مرحله به جبهه اعزام می شود ومدت زمان حضور او در جبهه حدود 27 ماه می باشد . سید طه  وقتی به مرخصی می آمد در تهران کار می کرد وخاطره ای به شرح ذیل از آن دوران از وی بجای مانده است:
 سید طه که در یک کارگاه  جوشکاری کار می کرد  مقدارزیادی پول پس انداز کرده بود   ولی وقتی که به جبهه اعزام می  شد  آنرا  به بانک برده و به حساب  100 حضرت امام  (ره) برای کمک به محرومین واریز نموده است  بالاخره  آخرین  بارحضور او در جبهه فرا می رسد یعنی سال1362 . دشمن بعثی با وحشی گری های تمام  به کشتن فرزندان این میهن  اقدام می کند وحتی بعد از شهادت  رزمندگان اجساد آنها را قطعه قطعه وسر می برد این موضوع باعث  تزلزل روحی همرزمان طه شده است.  یک روز که مزدوران عراق سر تعدادی از بچه های همرزم طه را بریده بودند طه می گوید بچه ها ناراحت نباشید من انتقام شهدا را از عراقی ها می گیرم 14 نفر داوطلب جمع می کند وبه دشمن عراقی می تازد وبا شجاعت تمام سر 27 نفر از مزدوران عراقی را به تلافی  جنایات آنان برای بچه ها می آورد این عمل طه باعث بالا رفتن وضعیت روحی بچه های بسیجی می شود وبه طه لقب شکارچی بعث را می دهند . منطقۀ دزفول پر از رشادتهای فرزندان این مرزوبوم منجمله شهید طه جناتی میباشد  بالاخره روزموعد  یعنی 4 دی ماه سال 1364 فرا می رسد سید طه  در حین عملیات نظامی غواصی کربلای 4  لشکر عاشورا تیپ دو گردان بقیه الله وموقعی که دراروند رود به دشمن آرپیچی می زند گلوله دشمن از ناحیه دهان به طه اصابت و او را به آرزوی   دیرینه اش  که  سالها در نمازها  و نیایشهایش  از درگاه خداوند می طلبید  یعنی شهادت می رساند طه به آب می افتد ومفقود می شود وموضوع را به خانواده اطلاع می دهند وخانواده واهالی محل برای او مراسم ترحیم با شکوهی برپا می کنند دوماه از شهادت سید طه گذشته است ومادر  احساس نگرانی می کند چون خبری از پیکر پسرش نیامده است برادر طه حاج آقا سید صالح جناتی که نگرانی مادر را می بیند  به منطقه دزفول برای پیگیری پیدا کردن جسد برادر می رود . دولت کویت جسدی  را به ایران تحویل می دهد که این جسد از روی پلاک شناسایی می شود وآن کسی جزء شهید طه جناتی نمی باشد.
که همانند مولای خود حضرت ابوالفضل (ع) بی سرو دست مانده است . مزدوران عراقی سرودست های طه را بریده اند برادر جسد مطهر شهید را به اردبیل می آورد وخانواده دو باره بعد از دوماه برای او مراسم ترحیم وبزرگداشت تدارک می بیند وبدین سان نظام اسلامی یکی از رشیدترین ومخلص ترین نیروهای خود را یعنی شهید طه جناتی را از دست می دهد پیکر مطهر طه را در آرامستان محله غریبان بخاک  می سپارند.
روحش شاد وراهش پر رهرو باد.
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده