کد خبر: ۴۳۸۱۵۴
تاریخ انتشار: ۲۴ شهريور ۱۳۹۷ - ۱۳:۳۷
بخشی از وصیتنامه شهید والامقام «حبیب آیشم»؛
بسیجی شهید «حبيب آیشم» در اول دی ماه 1344 در اردبیل دیده به جهان گشود و در تاریخ 13 آبان ماه 1360 در عملیات والفجر4 در منطقه عملیاتی پنجوین به شهادت رسید.
به گزارش نوید شاهد اردبیل؛ در ذیل بخشی از وصیتنامه شهید والامقام «حبیب آیشم» را می خوانید:
اينجانب حبيب آيشم در سلامتي کامل و در رواني آرام اما خسته در راه شهادت اين وصيت نامه را مي نويسم . من در پي شهادت هستم اما بدانيد که من در واقع شهيد خواهم شد ملت عزيز و غيور و با شهامت دست و پايم خوني شده اما قطراتش زمين را سيراب کرده ملت عزيز بدانيد که من قلبي ديگر را دارم که دارد مي طپد آن امام است رهبر ماست آن قلب من است آن توفنده شرق و غرب را مي گويد غلط مي کنيد اما چه راست مي گويد آمريکا هيچ غلطي نمي تواند بکند من در جبهه ديدم من در جبهه شنيدم من در جبهه شهيد شدم و مي دانم که امام چه خوب گفت که براي ملت شما شهادت سعادت است . خدايا ين جان بي ارزشم را در هدف و ارمانم که تو هستي اعطا کرده ام اما اگر صدها بار زنده شوم بدان که باز به سوي تو برخواهم گشت . الهي قلب من در پي تو مي تپد قلب من در پي تو خون مي دهد اما خدايا از خون من سرزمين پر از شجاعت و شهامت را سيراب ساز تا محصولي بهتر دهد و ان جهاني شدن اسلام باشد نه چيز ديگر ، مال ندارم به کسي دهم خون ندارم که باز فرياد کنم در زير خاکم اما زنده و بي باکم . نه ترس دارم از اين که تو مرا عذاب دهي و نه ترس دارم که در اين دنيا که همانند يک قفس است پوسيده شوم زنده ام و شاداب از بهر شکايت .
 شکر خدايا که من بيچاره و درمانده را از اين قفس فساد و ضد خدا آزاد کردي شکر خدايا که مرا به هدفم رساندي شکرشکر.
 مادرم ، اي پدرم ، اگر شما اجازه مي داديد زود تر از اين به پيشگاه خداوند بزرگ مي رسيدم اول مهر من خواستم که بروم اما شما مبادرت به جلوگيري از اين عمل کرديد اما از شما تشکر مي کنم که آنوقت نگذاشتيد زيرا حال من منطق بزرگ شهادت را دريافتم قبلا يافته بودم اما کمبود داشت قبلا شکافته بودم الما خود شکافته نشده بود.
 اي دوستان و اي همشهريان من دو هدف که به سپاه آمدم هدف اول عبادت هدف دوم رشد براي هرکدام داشتم اول عبادت چون حضرت محمد (ص) فرموده : يک شب نگهباني در راه خدا و در راه اسلام بهتر از صد روز نماز شب و روزه است هدف دوم رشد آن بود که که من رشد کامل را شهادت مي دانستم شهادت برايم بهره اي بود که خداوند عطا مي کرد من به لقاي الله مي رسيدم و حالا بدانيد که رسيده ام و قله سعادت را من فتح کرده ام من فقط يک چيزط دارم که به شما بگويم آن است که فقط در هر کاري هدف داشته باشيد چون انسان بدون هدف کالبدي است که فقط حرکت مي کند نه فکر نه هدف و نه انسانيد دارد بس از آدميان به انسانيت صعود کن و حرکت داشته باش.
 مادرو پدرم و خانواده عزيزم در دفن من اگر گريه کنيد بدانيد که من در غم فرومي دارم از شما تقاضا مي کنم هم چنان که من شيريني را دوست دارم در کفن و دفن و اربعينم شيريني بدهد و خود را هيچ وقت در پي اشک ريختن نياندازد.
 اگر شيريني بدهيد بدانيد که من زنده و شاداب و خوشحالم و هر دم از داشتم عزيزاني چون شما به شادي فرو مي روم .
 پدرم تنها وصيتم آن است که نگذاريم در سر قبرم خانواده ام گريه کنند نگذاريد که دشمن شاداب شود سر قبر من شيريني بدهيد بدانيد که من شيريني مي خورم .

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین