وصیتنامه روحانی شهید «شهید طهماسب اسدی»؛
يکشنبه, ۰۸ مهر ۱۳۹۷ ساعت ۰۹:۱۷
«مادر جان! شما را به خدا از پدرم رضایت بگیرید تا مانع رفتن من نشود. اگر سعادت و خوشبختی مرا می خواهید، اجازه بدهید به جبهه بروم. خواهش می کنم او را راضی اش کنید.»
به گزارش نوید شاهد اردبیل؛ در ذیل بخشی از وصیتنامه طلبه شهید « طهماسب اسدی» را می‎خوانید:

«مادر جان! شما را به خدا از پدرم رضایت بگیرید تا مانع رفتن من نشود. اگر سعادت و خوشبختی مرا می خواهید، اجازه بدهید به جبهه بروم. خواهش می کنم او را راضی اش کنید.»

او را در آغوش گرفتم و نوازشش کردم. با وجود آنکه تا آن لحظه من خود نیز مخالف جبهه رفتنش بودم. اما با مشاهده شوق و اشتیاق او، و اینکه سعادت و خوشبختیش را در جبهه می دید، نظرم عوض شد. من به راهی که او برگزیده بود، ایمان آوردم و در دل، تحسینش کردم.

به سراغ پدرش رفتم و بعد از گفتگوی فراوان به او گفتم: « ما چهار فرزند داریم. از میان آن ها سه فرزندمان برای تو و طهماسب نیز برای من باشد که من هم او را در راه اسلام قربانی می دهم.»

و به این ترتیب رضایت پدرش را نیز جلب کردیم و او عازم میعادگاه خود شد.»

منبع: کتاب لاله های روحانی، ص12


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده