"شهید قرداشعلی احدی شریف" از دیگر لاله های به خون خفته در عملیات گربلای 5 است که از سردسیرترین نقطه کشور به گرمترین منطقه ای می رود که تنها هدفش لبیک به رهبری در دفاع از ارزش های اسلامی و ادامه دادن راه حسین (ع) بود.

لاله های به خون خفته کربلای 5/ شهيد «قرداشعلی احدی شریف»

به گزارش نوید شاهد اردبیل، شهید قرداشعلی احدی شریف بیگلو فرزند اسماعیل سوم خرداد ماه سال 1343 در روستای «شریف بیگلو» از توابع شهرستان مشگین شهر به دنیا آمد.

او در حد خواندن و نوشتن به مدرسه رفت ولی به دلیل تنگدستی و نبود امکانات لازم از ادامه ی تحصیل منصرف شد و در کارهای کشاورزی و دامداری کمک دست خانواده اش شد.

با پا گذاشتن به سن نوجوانی به شغل شریف کارگری روی آورد. مدتی در اردبیل سپس در تهران مشغول کار شد. با فرا رسیدن موعد سربازی به خدمت مقدس سربازی رفت و پس از اتمام دوران سربازی دی ماه سال 1362 به سنت حسنه رسول اکرم (ص) عمل نموده و ازدواج کرد که حاصل این ازدواج مبارک یک فرزند پسر است.

آرزوی زیارت کربلا

با شروع جنگ تحمیلی داوطلبانه از طریق بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی عازم جبهه های حق علیه باطل شد. پس از بارها حضور در جبهه و خلق رشادت ها و دلیری های زیاد او که علاقه خاصی به سیدالشهدا (ع) داشت و در آرزوی زیارت کربلا بود نوزدهم دی ماه سال 1365 در چهل سالگی در عملیات کربلای پنج که در منطقه عملیاتی شلمچه صورت گرفت به دیدار حضرت حق نایل شد.

 پیکر مطهرش پس از تشییع در گلزار شهدای روستای شریف بیگلوی مشگین شهر به خاک سپرده شد.

فرزای از وصیت نامه شهید

شهید والامقام در وصیت نامه پر باری که برای ما به یادگار گذاشته چنین نوشته است: چه نیرویی است در این جوانان ایران بوجود آمده که این طور دیوانه وار به سوی حرم حسین (ع) در حرکت و جنب جوش هستند مگر این حسین کیست که این همه مشتاق دارد و از هر کس می پرسی می گوید می خواهم راه علی اکبر حسین را دنباله کنم.

ای خدا ما هم حسینی هستیم و می خواهیم در مسیر اکبر و حسین (ع) گام برداریم. خدایا ما که در روز عاشورا و قبل از آن نبودیم که یاری حسین (ع) را بکنیم اما اکنون که در این عصر واقع شده ایم صدای هل من ناصر حسینی بگوش می رسد و کمک می خواهد لذا وقت لبیک است.

جوانان مسلمان حزب الله این گونه دیوانه شده اند چرا که صدای حسین را می شنوند چرا که ناله زینب (س) را می شنوند چرا که رقیه را می بینند در میان خارهای مغیلان گم شده و کمک می خواهد و می رویم به کمک آن دختر سه ساله حسین (ع) تا نجاتشان بدهیم.

به پسرم بگویید پدرش کجاها رفت

مادرم اگر عملم مقبول حضرت حق گردد آن وقت است که تو در پیش فاطمه زهرا (س) سربلندی و مورد لطف و عنایت آن حضرت قرار می گیری چرا که فرزندت را به یاری فرزندش فرستاده ای.

لاله های به خون خفته کربلای 5/ شهيد «قرداشعلی احدی شریف»

پدرم اگر من از میانتان رفتم با هزاران عذر یک فرزندم در میان شما می ماند بگویید که پدرت کدام راه رفتند و یا در میان نیزارها یا نخلستانها گم شدند و هزاران مصیبت دیگر دیدند.

از کجایش شروع کنم از مصیبت دختران خوزستانی بگویم که بعد از تجاوز آنان را کشتند و قبرستان گمنام شان الان در هویزه است، یا به مصیبت آن پیرمرد و پیر زن یا آن بچه خردسال که پدر و مادرش را در جلو چشمشان بخون کشیدند غیرت و شرف انسان نمی تواند تحمل چنین واقعه را بکند.

 بدانید، اینجانب صرفا بخاطر این جنایتهای هولناک که عراق مرتکب شده حرکت کردم و راه حسین (ع) هم همین است ببینید حسین (ع) برای چه حرکت کرد برای اینکه جنایت از  حد گذشته بود اینک اماممان قیام کرد و بر ماست که لبیک گوییم هر کس توفیق یابد به این پیرمرد لبیک گوید گویی به حسین لبیک گفته است.

در عمل به فریضه های دینی کوشا باشید

 خوشا به سعادتتان ای رزمندگان ای شهیدان ای معلولین و مجروحین و جانبازان که به حسین زمان لبیک گفتید و قلب صاحب عصر (عج) را شاد نمودید و آن حضرت را خوشنود کردید و چشم حضرت ابوالفضل را روشن ساختید.

تمام کسانی که مرا می شناسند ببخشند و حلالم کنند و از خدا برایم مغفرت بخواهند و در نماز و فرایض دینی بیشتر بکوشند نماز را سبک نشمارند چرا که حسین بخاطر نماز شهید شد و امام بزرگوارمان می فرماید: "ما برای نماز می جنگیم" . از شما می خواهم، امام را بهتر بشناسید.

باری آخرین کلمه را با خط خودم می نویسم: ای کسانیکه به خدا ایمان آوردید باید نمازهای یومیه و نمازهای شب و نمازهای جبهه و دعاها کمیل را خوب و خوبتر به جا آورید و دعاها توسل را همیشه سر موقع بروید و تمام رزمندگان اسلام را دعا کنید و از خدا بخواهید پیروزی با رزمندگان اسلام باشد.

انتهای پیام./

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده