نوید شاهد | فرهنگ ایثار و شهادت

اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسراي عراقی/ روایت هشتم

اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسراي عراقی/ روایت هشتم

هرگز مایل نیستم که صدام با هیتلر، دوچه (=لقب موسولینی)، یا شاه مقایسه شود. زیرا اعتقاد دارم با اندك تفحص در زندگی سراسر ننگین این دیکتاتورها شاید بتوان یک نقطه ي روشن ولو بسیار ناچیز یافت.
اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسراي عراقی  - بخش ششم

اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسراي عراقی - بخش ششم

یگان خدمتی من واحد بهداري بود. همان طور که می دانید این واحد با فاصله ي زیادي از معرکه ي اصلی برپا می شود. کاربرد اصلی این واحد جلوگیري از خونریزي شدید افراد مجروح است و دادن کمکهاي اولیه.
اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسراي عراقی - بخش پنجم

اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسراي عراقی - بخش پنجم

در تاریخ1981/11/23 از طرف دولت عراق به خدمت احتیاط فراخوانده شدم. اگر حمل بر خودستایی نباشد چون کمی اهل مطالعه هستم از روز اول جنگ همه ي جوانب آن را دریافت کرده بودم.
اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسراي عراقی - بخش چهارم

اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسراي عراقی - بخش چهارم

در تاریخ 1982/2/7 صدام یک فرمان حمله صادر کرد. این فرمان براي باز پس گرفتن شهر بستان بود. او براي دست یافتن به این هدف بیشترین و بزرگترین نیرو را بسیج کرد. از جمله لشکر زرهی 12 و لشکر 18 پیاده و لشکر 5 و 1 پیاده، لشکر 423.
مجروح جنگی که هردو دید را پیدا کرد وحالا جامعه ایرانی به او افتخار می کند

مجروح جنگی که هردو دید را پیدا کرد وحالا جامعه ایرانی به او افتخار می کند

سربازی را به بخش چشم پزشکی آوردند که از مچ پا قطع عضو داشت و یک چشم او کاملا از بین رفته بود که مجبور شدیم آن راتخلیه کنیم و چشم چپ او هم دچار خونریزی شدید در اتاق قدامی و زجاجیه بود و ترکش های بی شماری در سر و صورت، پلک و قرنیه چشم داشت. چشم چپ بیمار نور مختصری را می دید. بسیار نا امید بود.